قرآن کریمبه زبان فارسی

در معنای خوف و رجاء

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: کلام بزرگان و رسیدگان عارف دربارۀ خوف و رجاء(بیم و امید) بسیار است. احمدبن عطاء گفته است مردمان اجازه دارند که بیمناک و یا امیدوار باشند تا آن هنگام که به بردگی آن دو درنیایند، و بنده تا از بندگی آن دو رها نگردد معنای واقعی آن دو را نخواهد یافت و میوه‌ای در خور از آن دو نخواهد چید. گفته شد آن دو چیستند؟ گفت: دو مهار برای نفس تا دچار خودپسندی و رعونت نگردد و بریده و ناامید نیز نشود. ابوبکر واسطی هم گفته است: خوف، تیرگی‌های انباشته‌ای است که دارنده‌اش را سرگردان می‌سازد و وامی دارد که پیوسته رهایی بجوید.آن گاه نور امید می‌رسد از درماندگی می‌رهد و می‌آساید. سپس تمنا بر او چیره می‌گردد در حالی که زیباییِ روز جز با تیرگی شب سود نمی‌بخشد. در خوف و رجاء(بیم و امید) صلاح هستی نهفته است.

دل نیز همین گونه است. اسیر تیرگی‌های خوف است تا آن گاه که بانگ رجا بر دل آید و امیر آن گردد. محبت و بیم و امید همگی در هم آمیخته‌اند و جدا از هم نیستند. یکی از شیوخ گفته است: هر محبتی که خوف با آن نباشد باید از آن گریخت، و هر خوفی که امید در آن نباشد، هر امیدی که همراه با خوف نباشد گریختنی و افکندنی است. امید و محبت به دنبال خود شوق را می‌آورند.