شیخ گفت خداوند میفرماید: او کسی است که بر شما کتاب را فرستاد. برخی از آیات کتاب محکمانند و آنها اصول کتابند و پارهای دیگر متشابهات(آل عمران/ ۷). و گفت: از قرآن آیاتی میفرستیم که شفا و رحمت برای مؤمنان است(یس/۱). و گفت: پس، سوگند به قرآن حکیم(یس/ ۱ و ۲). و نیز گفت: قرآن حکمت بالغه است(قمر/ ۵). پیامبر(ص) فرمود: قرآن ریسمان استوار و حبل متین خداوند است که شگفتیهای آن تمام نخواهد شد و از زیادخوانی کهنه نخواهد شد. هر کس آن را گفت، راستگوست و هر کس بدان عمل کرد، رشد یافت و هر کس بدان فرمان راند، داد کرد و هر کس بدان چنگ آویخت، نجات یافت. از عبدالله بن مسعود روایت شده که گفت: هر کس که خواهان علم است قرآن را خوب بکاود چه در آن علم اولین و آخرین از آغاز تا انجام هست و خداوند هم فرموده است: الم، این کتاب که هیچ تردیدی در آن نیست راهنمای پرهیزگارانی است که ایمان به غیب آوردهاند(بقره/ ۱ تا ۳).دانایان از این گفته در مییابند که در قرآنِ فرو فرستاده بر پیامبر- که شکی در آن نیست که آن را خدا فرستاده- هدایت و روشنی است برای تمامی مشکلهای آنان دربارۀ احکام و اصول دین پس از آن که به غیب ایمان آوردند و غیب، راست پنداری همۀ چیزهایی است که خداوند از آنها خبر داده است و به چشم نمیآیند.
در آیۀ دیگری خداوند گفته است: بر تو کتابی را فرستادهایم که بیانگر همه چیز است و هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است(نحل/ ۸۹). خردمندان از این آیه پس از ایمان به غیب در مییابند که در پشت هر حرفی از قرآن بسی دانشها نهفته است که خداوند به اندازۀ توان به شایستگان میبخشد. و بر این دریافت آیات دیگری را نیز گواه میگیرند مانند گفتۀ خداوند که: در کتاب هیچ چیز را کم نیاوردیم(انعام/ ۳۸). و دیگر همه چیز را در کتابی روشن شماردهایم(یس/ ۱۲). و دیگر: چیزی در هستی نیست جز این که خزینههای آن در نزد ماست و ما نمیفرستیم آن را الا به اندازهای معلوم(حجر/ ۲۱). در آیهای دیگر خداوند فرموده است: به راستی که این قر آن به راهی میخواند که برتر و فراتر است(اسرا/ ۹). یعنی به راهی که صواب تر است. خردمندان دانا از این آیه درمییابند که راهی به برترین شیوههای هدایت قرآن، جز با ژرف اندیشی و خردورزی و آگاهی و یادآوری(تدبر و تفکر و تیقظ و تذکر) و حضور قلب در هنگام خواندن آن نیست و از گفتۀ دیگر قرآن که: کتابی مبارک را بر تو فرستادیم تا در آن ژرف بیندیشید و خردمندان از آن به خود آیند(/ ۲۹) به خود آمدن را راهی جز حضور قلب نیست چه خداوند میفرماید: به راستی که در قرآن یادآوری است برای آن که دل دارد و یا گوش فرا دارد و شهید باشد(ق/ ۳۷). و شهید یعنی حاضر دل. سپس این را رها نکرده و در آیهای دیگر گفته است: روزی که خواسته و فرزند سودی ندارد جز آورندۀ دلی پاک(شعرا/ ۸۸ و ۸۹). و باز هم نکته را رها نکرده تا الگویی برای مردمان نشان داده و گفته: از پیروان او ابراهیم است آن گاه که با دلی پاک به پیشگاه پروردگارش آمد(صافات/ ۸۳ و ۸۴). دانایان گفتهاند دل پاک آن است که جز خدا در آن نباشد.
سهل بن عبدالله گفت: اگر خداوند برای هر حرف قرآن هزار نکته به بنده بیاموزد، فهم نکات یک آیۀ قرآن برای بنده به پایان نخواهد رسید چه قرآن کلام خداست و کلام او ویژگی خود او را دارد و همان گونه که خدا پایان ندارد، درک و دریافت کلام او هم به پایان نمیرسد و هر کس به میزانی که خداوند دل اولیای خود را گشاده باشد،- از طریق او- درخواهد یافت و کلام خدا مخلوق نیست تا اندیشه نهایت آن را دریابد، اندشهها مخلوقند ومحدث نه قرآن. خداوند هدایت قرآنی را یاد کرده است که: قرآن برای پرهیزگاران هدایت است(بقره/ ۲).