شیخ گفت: گروهی همین که خطاب خدا را میشنوند آن را میپذیرند واقرارمیکنند و میکوشند تا آن را به جای آورند. برخی از این آیات را در فصل گذشته یاد کردیم. آفت اینان که نمیگذارند به گفتهها عمل کنند و از آنها بهره ببرند و پاداش بگیرند اشتغال دنیا و غفلت ومتابعت نفس و لذت پرستی و دشمنکامی و پذیرش هوسها و شهوتهای میل امّاره است. اینان کسانی هستند که خداوند آنها را در کتاب خود وصف کرده و به خاطر کردارشان سرزنش نموده است آن جا که میگوید: آیا دیدی آن را که خدایش را هوایش گرفت(جاثیه/ ۲۳) و او را با دانش گمراه ساخت و گفت: پیروی مکن آن را که دلش را از یاد خود دور ساختیم و پیرو هوایش گشت(کهف/ ۲۸). و گفت: عفو کن و امر به معروف کن(اعراف/ ۱۹۹). و گفت: برای مردمان دوستی شهوتها چون زنان و فرزندان را بیار است(آل عمران/ ۱۴). تا پایان کلام. بعد گفت: آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم برای آنان که پرهیزگار باشند- تا آخر آیه(آل عمران/ ۱۵).
گروه دیگر آنان که خطاب خدا را میشنوند و میپذیرند وتوبه میکنند و انابه و عمل صالح میکنند و به خویش میآیند و مرتبه به مرتبه برمیآیند و در معاملات صدق و در مقامات خویش اخلاص میورزند و آنان کسانی هستند که خدا از آنان در کتاب یاد کرده و آنچه را بدان نوید داده، آورده و فرموده است: آنها که نماز را به پای میدارند و زکات میدهند و به آخرت باور دارند آنها بر هدایت پروردگار خویشند(نمل/ ۳). و گفت: کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح کردند بهشت فردوس هدیهای بدانهاست(کهف/ ۱۰۷). و گفت: هر کس- چه مرد و چه زن- عمل صالح انجام دهد و به خدای مؤمن باشد او را زندگانی پاکیزه میبخشیم و پاداش میدهیم(نحل/۹۷). گفتهاند زندگی پاک یا حیات طیّب رضا و قناعت نسبت به خداست، سپس خداوند فرمود: به راستی که مؤمنان رستگارند همانها که در نمازشان فروتنند و از کار ناپسند میپرهیزند(مؤمنون/ ۱ تا ۳). عمرومکّی گفت: لغو وناپسند هر چیزی است که به جز خدا که در دل آید. خداوند از پرهیز مؤمنان از همه چیز، جز خودش خبر داده است. بعد خداوند فرمود: آنها میراث داران هستند. وارثان بهشت که در آن جاودانه میزیند(مؤمنون/ ۱۰ و ۱۱). ذکر اینها در قرآن بسیار است و خداوند آنها را با ذکر خود و نوید پاداش به دیگران برتری بخشیده است.
گروه سوم از مخاطبان کسانی هستند که خداوند یادشان کرده و برکشیده و آنان را دانشمند و ترسنده از شکوه حق ذکر نموده است: به راستی که فقط عالمان از خدا میترسند(فاطر/ ۲۸). و گفت: و دارندگان دانش که به داد برمیخیزند(آل عمران/ ۱۸). و گفت: آیا دانایان و نادانان همسانند؟(زُمر/ ۹). و سپس از این گروه هم برخی را ممتاز ساخت و گفت: راسخان در علم(آل عمران/ ۷). و بیشتر صفتهای آنها را آورده است که باعث شرافت آنهاست. ابوبکر واسطی دربارۀ«راسخان درعلم» چیز دیگری گفته است که آنها با دلشان به غیبِ غیبِ و سرِّ سر استوارانه ایمان دارند و به راستی که خدا آنها را خوب شناسانده است: آنان در دریای دانش فرو میروند تابیشتر دریابند و با کوشش خود درهای تازهای از گنجینۀ دانش خدایی که در هر حرف و آیهای از قرآن نهاده است به رویشان باز میگردد و شگفتیهای قرآن را بهتر درمییابند و گوهرها و مرواریدهای درفشان از آن بیرون میکشند و حکیمانه سخن میگویند. در نزد برخی از آنها از شدت بزرگی و درک دانشهای گوناگون که خدا نصیبشان میسازد، دریا چون قطرهای بیش نیست و این دانشها را خداوند به پیامبران و اولیاء و اصفیای خود میبخشد و اینان با صفای ذکر و حضور قلب، در دریاهای اندیشه فرو میروند و گوهر ناب و درّیتیم را در مییابند و دانای سرچشمههای سخن میگردند و راز دانش را میفهمند و به چشم میبینند و از بحث و جست و جو و(طلب) کنکاش بینیاز میگردند. این بود شرحی بر کلام واسطی که از سخنان ابوسعید خراز گرفته بودیم. چه، ابوسعید گفته است: نخستین گام اندیشه در فهم کتاب خداوند عمل به آن است چون که در قرآن علم و فهم و استنباط جای دارند، و نخستین گامِ نیوشیدن و مشاهدۀ دقیق است چه خداوند فرموده: به راستی که در این قرآن یادآوری است برای کسی که دل داشته باشد یا گوش فرادارد و شهید باشد(ق/ ۳۷). وگفت: کسانی که همۀ سخنان را گوش میدهند و بهترین را پیروی میکنند(زُمر/ ۱۸). تمامی قرآن بهترین است و معنای پیروی از بهترین، یعنی آنچه برای دل از شگفتیهای قرآن درگاهِ گوش دادن و نیوشیدن رخ مینماید و راه فهم و استنباط را میگشاید.