قرآن کریمبه زبان فارسی

باب پنجم در بیان چگونگی فهم قرآن به وسیلۀ صاحبدلان

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: خداوند تمامی ارباب قلوب و اهل حقایق همچون مریدان، عارفان، متحققان و کوشندگان و اهل ریاضت‌ها مقربان را که با شیوه‌های گوناگون طاعت‌هایِ پیداو پنهان بدو نزدیک می‌شوند یاد کرده است چنان که در قرآن در توصیف فرشتگان می‌فرماید: آنان کسانی هستند که به سوی پروردگار خود وسیله می‌جویند که کدام راه نزدیک تر است(اسرا/ ۵۷). و برای مؤمنان می‌گوید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، پرهیزگار باشید و به سوی خدا وسیله بجویید(مائده/ ۳۵). در این آیه شرح و بیانی است در وصف کسانی که با جستن وسیله به غیب ایمان می‌آورند. سپس شرح و بیان را در آیه‌ای دیگر بیشتر آورده است و در آن مؤمنان را به شتاب برای انجام خیرات برمی‌انگیزد و می‌گوید: آیا می‌پندارند که ما با خواسته و فرزند در شتاب برای نیکی‌های آنها هستیم! خیر، ولی درنمی‌یابند(مؤمنون/ ۵۶). خردمندان از این آیه چنین می‌فهمند که نخستین گام در خیرات سبُکباری و ترک آز برای رزق و دوری و گریز از انباشت مال و اختیارِ بینوایی بر توانگری و زهد نسبت به دنیا علیرغم میل درونی است. سپس خداوند وصف شتابندگان به نیکی‌ها را برشمرده و گفته است: آنان کسانی هستند که از بیم پروردگار در هراسند(انبیاء/ ۲۸). یعنی از ترس در اضطرابند و ترس و نگرانی دو اسم پوشیده‌اند که از اعمال قلبی به شمار می‌روند. ترس رازی است پوشیده در درون قلب و نگرانیِ از ترس پوشیده تر از ترس است. و همان است که خداوند در قرآن آورده است و گفته: خداوند راز و پوشیده تر از آن را می‌داند(طه/ ۷). گفته شده ترس انکسار دل است از تداوم حضور در پیشگاه خدا.

بعد از این مرتبۀ بلند و حالت ارجمند خداوند مؤمنان را وصف کرد و گفت: و کسانی که به آیات پروردگار ایمان دارند و پیش از ترس و اضطراب هم، آیات خدا را باور داشتند(مؤمنون/ ۵۸). و اما این را گفته تا زیادی ایمان آنها را به همگان برساند. آیا نمی‌نگری که خداوند پیامبرش(ص) را به داشتن ایمان پس از پیامبری او می‌ستاید. در گفتۀ خداوند آمده است: ایمان آورید به خدا و رسول و نبی درس ناخوانده‌ای که به خدا وکلماتش ایمان دارد(اعراف/ ۱۵۸). اهل فهم از این آیه نتیجه می‌گیرند و در می‌یابند که دامنۀ ایمان را نهایتی نیست و هر چه را که اهل حقایق- از آغاز تا انجام- بدان رسند خرده‌ای از انوار و حقایق و براهین ایمان است و ایمان را نهایت نیست. بعد خداوند فرمود: و کسانی که به پروردگارشان شرک نمی‌ورزند(مؤمنون/ ۵۹). یعنی بعد از ترس و نگرانی و ایمان آوری به خدا شرک نمی‌ورزند. اهل فهم از این آیه نیز درمی‌یابند که مراد از این شرک و ذکرش در این جا، شرک خفی است که عارض دل می‌شود و طاعت‌ها را به چشم می‌آورد و طلب پاداش از خداوند می‌کند چه آنگاه که یک مؤمن راستین گواهی داد که در هستی جز خداوند سودرسان و زیان رسان و بخشنده و گیرنده‌ای نیست و آماره و کوشا شد و نزد خدا گریه آغازید و خلاص دل را طلبید و صدقِ اخلاص را آموخت، شرک خفی دل را نشانه می‌گیرد. اهل ایمانِ راستین می‌دانند که در نازک کاری‌های دل و دین، ریا و شرک بسیار پوشیده نفوذ می‌کنند، گاه همچون رفتن مورچه‌ای بر روی سنگ در دل شب سیاه، به قلب مؤمن وارد می‌شوند. از سهل بن عبدالله روایت شده که می‌گفت: اهل لااله الاالله بسیارند اما مخلصان آنها اندکند. و نیز گفت: همگی هستی جهل است جز آنچه در قلمرو علم قرار گیرد و همگی علم دلیل و نشانه است جز آنچه در عمل آید و همگی عمل تباه است جز آنچه خالصانه صورت گیرد و اهل اخلاص در خطرهای بزرگند. سپس خداوند فرمود: و کسانی که برمی‌گردانند آنچه راگرفته‌اند و قلبشان از بازگشت به سوی پروردگار بیمناک است(مؤمنون/ ۶۰). اهل فهم از این آیه نیز استنباط می‌کنند که بیمناکی دل‌ها با انجام نیکی‌ها و شتاب در خوبی‌ها که یاد کرده شد ناهماهنگ نیست. بیمناکی که راهی برای روشن شدن کاملِ آن نیست و هیچ یک از آفریدگان درست از آن آگاهی ندارد و دانستن آن«علم خاتمۀ اعمال» است که خداوند برای همه، در علمِ غیب خویش از شقاوت و سعادت رقم زده است. در این جاست که بنیاد دل‌ها از هم می‌پاشد و خردها تیره می‌شود و علوم و فهم‌ها خاموش و گم می‌گردد و جز روی آوری به خدا به صدق تمام و نیازمندی و زاریِ همیشگی، چاره‌ای نمی‌ماند. برای درستی این سخن روایتی هم عایشه از پیامبر ذکر کرده که گفت: روزی از پیامبر(ص) پرسیدم که آیا معنای آیۀ آنها که برمی‌گردانند... دربارۀ کسی است که زنا و سرقت می‌کند و شراب می‌نوشد؟ پیامبر گفت: خیر، بلکه دربارۀ کسانی است که نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند و نیکی می‌کنند و نگرانند که پذیرفته نشود. بعد گفت: آنها کسانی هستند که در خیرات می‌شتابند و بدان پیشی می‌گیرند(مؤمنون/ ۶۰). این آیه دلیل آن است که شتاب به سوی خیرات آدمی را به مرتبۀ سابقان و کسب جایگاه ایشان می‌رساند.