شیخ گفت: بدان که خداوند با گفتۀ خود که: پرهیزگار باشید بدان مایه که میتوانید چیزی را بر بندگان خود واجب کرده است که اگر بندگان تمام اعمال ملائکه و انبیا و صدیقان را به جا آورند و خداوند به خاطر آن فریضه مردمان را بدهکار خویش داند باز هم کم کاری و زیان کاری از مردمان است. آیا نمینگری که فرشتگان با آن که برای پرستش سرشته شدهاند پیوسته میگویند: تو پاکی خداوندا! خداوندا، چنان که شایستۀ تو بود تو را عبادت نکردیم. و نیز میگویند: پاکی تو راست خدایا، ما علمی نداریم جز آنچه تو به ما آموختی(بقره/ ۳۲). وقتی که خداوند را به مشاهده دیدند از علم و عبادت خویش شرمسار شدند. و معنای گفتۀ خداوند که«چنان که شایسته است از خداوند پرهیز داشته باشید»(آل عمران/ ۳و ۳۲) برمیگردد به«بدان مایه که میتوانید پرهیزگار باشید»(تغابن/ ۱۶). چون که پرهیزگاری اصل تمامی احوال در آغاز و انجام سلوک است و تقوا را نهایتی نیست، چون که اگر هزار رکعت نماز بخوانی و بتوانی یک رکعت دیگر به جای آوری و کاهلی نمایی، از استطاعت خود خوب سود نبردهای؛ و اگر خدای را هزار بار یاد کنی و بتوانی یک بار دیگر یاد کنی و آن را به وقت دیگر اندازی، از استطاعت خود خوب بهره نبردهای. همچنین اگر درهمی به گدایی بخشیدی و بتوانی درهمی دیگر هم ببخشی و نبخشی، از استطاعت خود استفاده ننمودهای. از دیگر آیههایی که توصیه به بهرهوری از بیشترین تواناییهای بندگان است آیۀ: قسم به خداوند که آنها ایمان نمیآورند تا تو را فرمانروای اختلافات خویش نسازندو نسبت به دستور تو در دل خویش هیچ فشاری احساس نکنند و همگی به دل تسلیم تو باشند(نسا ۴/ ۶۵). شاهد در این آیه آوردن سوگند است در باب ایمان نیاوردن آنها تا پیامبر را حاکم اختلافات خویش سازند. در این جا اگر در عمق دل خویش تنگنا و فشاری و کراهتی در کلام تو احساس کنند- حتی اگر دستور داده باشی یکی را بکشند- از دایرۀ ایمان برون شدهاند و خداوند هم به خروجشان از ایمان سوگند یاد کرده است. همین طور اگر مقایسه کنیم فرمانهایی را که خدایی به ما داده است همچون صبر بر احکام، رضایت به دادههای خدا چون اخلاق و ارزاق و مرگ و اعمال و آنگاه ذرهای در خود نارضایتی حس نماییم در ما و بسیاری از مردم ایمان هدر خواهد شد. اما امید مردم به سعۀ رحمت خدا آنها را از این نابودی نجات میبخشد.