قرآن کریمبه زبان فارسی

باب نهم در توصیف کسانی که فهم و دریافت و اشارۀّ درست از قرآن دارند و کسانی که آن را غلط در می‌یابند و به خطا می‌افتند

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: استنباط و فهم درست قرآن آن است که گفته‌های خداوند را پس و پیش نکنی و در ربوبیت او کشمکش نکنی و از عبودیت خارج نشوی و سخن خدای را تحریف نکنی. نمونۀ دریافت‌های اشتباه از قرآن مانند اینهاست: از یکی پرسیدند معنای آیۀ«ایوب آنگاه که خدای را خواند و گفت خدایا زیان و آسیب مرا گرفته است»(انبیا/ ۸۳) چیست؟ گفت: یعنی آسیب به من زیانی نرسانده است. شنیده‌ام دیگری گفته است یتیم در گفتۀ خداوند که«آیا تو را یتیم نیافتیم و پناهت دادیم؟»(ضحی/ ۶) از درّ یتیم گرفته شده یعنی مروارید ناب و نایاب. از دیگری پرسیده شد که«بگو به راستی من هم بشری مثل شما هستم»(کهف/ ۱۱۰) معنایش چیست؟ گفت: در نظر شما بشری مثل شمایم. این نمونه‌ها و همانند آنها تهمت و آسیب رسانی بر خداست و از جهل و کم ایمانی برمی‌خیزد و تحریف ناروای کلام خداست. نمونۀ برداشت‌های درست گفتۀ ابوبکر کتانی است که در تفسیر آیۀ«جز کسی که دلی سالم برای خدا بیاورد»(شعرا/ ۸۹) گفت: دل سالم سه گونه بیش نمی‌تواند باشد، یکی آن که خدا را در آن است و جز او هیچ نیست. دیگر آن که خدا در آن جلوه گر است و در دل هیچ شعل دیگری نیست و جز خدا هم نمی‌خواهد. و سوم در آن خداست و جز به خدا برپانیست و با خدا از همه چیز بریده و از خدا نیز با خدا فنا شده است. معنای گفتۀ ابوبکر که با خدا از خدا فنا شده آن است که از دیدن طاعت و ذکر و محبت حق گذشته و یاد کردی که خدا ازو کرده به کف آورده است. چه محبت خدا بدو پیش از محبت تمامی آفریده‌هاست، چون که تمامی آفریده‌ها خدا را یاد می‌کنند. اوست که پیش تر آفریده‌ها را یاد کرده است، آنان به خدا مهر می‌ورزند چون خداوند پیش تر به آفریده‌ها مهر ورزیده است و با کرامت خاص خود همه را به عبادت خویش واداشته است از شاه کرمانی پرسیده شد معنای گفتۀ خداوند که«اوست که مرا آفرید پس هدایت کرد و هموست که مرا می‌خوراند و می‌نوشاند و گاه بیماری شفا می‌دهد»(شعرا/ ۷۸ تا ۸۰). پاسخ داد یعنی آن که مرا آفرید و به سوی خود نه به سوی دیگری هدایت کرد و او کسی است که رضایت را خداکم کرد و محبت را شرابم ساخت و وقتی خودبینی بیمارم می‌کند خدابینی درمانم می‌سازد و اوست که نفسِ مرگ زایم را با وجود خویش از من راند. پس با اوست که ایستایم نه به خود و به اوست که آرزومندم و شرمسار نگردم آن روز که چشمانم را به طاعت‌هایم می‌گشاید و من با تمام وجود نیازمند اویم. این بنده باور دارد که به هر چه رسیده از برکت او رسیده و به هر آرزویی که دست یافته ازو یافته است.

از شبلی دربارۀ«مؤمنان را بگو دیدگان برهم نهند»(نور/ ۳۰) پرسیده شد.گفت: یعنی چشمان سر را از حرام خداوند و چشمان دل را از همه چیز جز خداوند ببندند. دیگر بار شبلی را از آیۀ«به راستی در قرآن یاد کردی است برای کسی که دل دارد یا گوش فرا دارد و شهید باشد»(ق/ ۳۷) پرسیدند. گفت: یعنی هر کسی که خداوند قلب او باشد و این شعر را خواند:

فقط دلم نگران تو نیست

همۀ اجزای من برای تو دل شده است.

این نکته از راه اندیشه یعنی فهم حاصل می‌گردد اما از راه اشاره می‌توان گفتۀ ابوالعباس بن عطا را شاهد آورد که گفت:«خداوند با لغزش‌ها دریافت نمی‌شود» و اشاره‌اش به آیه‌ای از قرآن بود که اگر پس از آمدن آیه‌های روشن و بینات حق باز هم لغزیدند، بدانید که خداوند عزیز و حکیم است(بقره/۲۰۹) زیرا که می‌گویند از وجود محب عذاب و درد رخت برمی‌بندد. چنان که از جنید دلیل آرامش و بی‌اضطرابی او را هنگام شنیدن سماع پرسیدند. جنید اشاره کرد به گفتۀ خداوند: کوه‌هارا می‌بینی و می‌پنداری استاده‌اند. حال آن که چون ابر درگذرند. این صنع خداست که هر چیز را درست و محکم آفریده است(نمل/ ۸۸). همچنین بایزید را روزی از معرفت پرسیدند. او اشاره به آیه‌ای از قرآن کرد:«به راستی پادشاهان وقتی به جایی و روستایی وارد شوند آن را ویران می‌سازند و بزرگانِ آن را خوار می‌نمایند و چنین می‌کنند»(نمل/ ۳۴). که منظور بایزید آن است که روش شاهان در ورود به شهرها و روستاها آن است که شهروندان را برده سازند و خوار کنند و هیچ کسی کاری نتواند انجام دهد مگر به فرمان پادشاه. همین گونه است معرفت چه هرگاه به دلی وارد شود چیزی در آن نمی‌گذارد وهمه را از دل برمی‌اندازد و چیزی در دل نمی‌جنبد جز آن که معرفت آن را می‌سوزاند. بر همین میزان که برایت گفتم همۀ چیزهایی که از اشاره‌ها و دریافته‌های صوفیان می‌شنوی برسنج تا صحیح را از سقیم بازشناسی. چه خردمند وقتی کمی برایش بازگفتند بسیار را می‌فهمد و از آنچه پیش رو دارد، پنهانی‌ها را درمی‌یابد.- و توفیق از خداست.