قرآن کریمبه زبان فارسی

باب اول در بیان چگونگی درک پیامبر به وسیلۀ اهل تصوف وموافقت با او و پیروی از او

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: خداوند به فرستادۀ خود می‌فرماید: بگو ای مردمان من فرستادۀ خدا به سوی همگی شما هستم(اعراف/ ۱۵۸). ار این قول درمی‌یابیم که پیامبر برای تمام مردم برانگیخته شده است و بعد خداوند می‌فرماید: به راستی که ای پیامبر تو به راه راست مردمان را هدایت می‌کنی، راه خداوندی که هر چه در آسمان و زمین است ازوست(شوری/ ۵۲ و ۵۳). خداوند خود گواه آن است که فرستاده‌اش به راه راست هدایت می‌کند و بر ما نفی هواها را واجب نموده که: پیامبر از روی هوس سخن نمی‌گوید(نجم/ ۳). و بعد پیامبرش را وصف کرد. پس می‌‌فرمود: اوست خدایی که در میان اُمی‌ها فرستاده‌ای برانگیخت تا آیه‌های خدا را بر آنها برخواند و پاکشان سازد و کتاب ودانایی را به آنها بیاموزد(جمعه/ ۲). و می‌دانیم که پیامبر آیات خدا را بر ما خوانده و کتاب را که قرآن و حکمت و راست کاری است و شامل سنت و آداب و اخلاق و افعال و احوال و حقایق او می‌باشد برایمان آورده است وپیامبر(ص) همۀ آیه‌ها را- بی کم و کاست- بر ما خوانده است بنابر گفته خداوند: ای پیامبر هرچه از خدا به تو می‌رسد برای مردم برخوان(مائده/ ۶۷). و سپس خداوند تمامی مردمان را به طاعت فرستاده‌اش خواند چنان که به طاعت خود خوانده بود: خدای و فرستاده‌اش را طاعت کنید(نسا/ ۵۹). و نیز: هر کس پیامبر را طاعت کند به راستی که خداوند را طاعت کرده است(نسا/ ۸۰). و مردمان را نیز به پذیرش آن گفته‌ها برانگیخته است: هر چه پیامبر برایتان آورد بگیرید و هرچه را بازداشت، دوری کنید(حشر/۷).و به مردمان نوید هدایت داد: پیرو او باشید شاید راه را بیابید(اعراف/ ۱۵۸). و اگر پیروی او کنید، راه را می‌یابید(نور/ ۵۴). و گفت اکر ازو سرکشی کنید به عقوبت و بلای دردناک دچار خواهید شد: باید تمامی کسانی که از فرمان فرستادۀ ما سرپیچی می‌کنند از رسیدن بلا و یا عذاب دردناک بهراسند(نور/ ۶۳). و خداوند به دنبال آن فرمود که محبت خداوند به مؤمنان و محبت مؤمنان به خدا در پیروی راه پیامبر است: بگو اگر شما خداوند را دوست دارید، مرا پیروی کنید تا خداوند هم شما را دوست بدارد(آل عمران/ ۳۱). و بعد از آن مؤمنان را تشویق کرد که پیامبر را بهترین اسوۀ زندگی بدانند و گفت: به راستی که پیامبر بهترین اسوه برای زندگی شماست(احزاب/ ۲۱).

از پیامبر هم خبرهایی رسیده است که تمامی گفته‌ها و خبرهای او را- که درست و راست به ما رسیده باشند- بایستی همۀ مسلمانان بگیرند و به کار بندند. خداوند می‌فرماید: نماز را برپای دارید، زکات را بدهید و فرستادۀ ما را پیروی کنید(نور/ ۵۶). و نیز به راستی که ای پیامبر تو بر راه راستی(زخوف/ ۴۳). بدین گونه پیامبر اسوه و نمونۀ همۀ مسلمانها از روز نخست تا رستاخیز شد چه او را دیده باشند و چه ندیده باشند و همگی باید او را نمونه بدانند و ازو پیروی کنند که در قیامت گناهی بر آنها نیست و قلم از آنها برداشته شده است. پس هر کس که قرآن را بپذیرد و پیرو پیامبر نباشد، مخالف قرآن است و متابعت و اقتدا به رسول در تمامی اخلاق و احوال وافعال او بهترین معنای الگوسازی است. البته برخی چیزهاست که تنها ویژۀ پیامبر است. بنابر گفتۀ قرآن که : فقط برای توست نه مؤمنان(احزاب/ ۵۰). و نیز گفتۀ خود پیامبر در هنگام دیدار: من چون شما نیستم. و سخن او در عید قربان به ابوبُرده ینار: تو ذبح کن و کسی پس از تو روا نیست چنین کند. و گفتارهایی دیگر مانند اینها که مستقیم ومحکم از قرآن و احادیث به ما رسیده باشد.

اما تمامی چیزهایی که از پیامبر دربارۀ حدود و احکام و عبادت‌ها همچون واجب‌ها، سنت‌ها، امر، نهی، استحبابت، تسامح و تساهل به ما رسیده است اصول دین را پی می‌ریزد که این اصول را دانشمندان، و فقیهان گرد آورده‌اند و به آنها کار می‌کنند زیرا که آنها نگهبانان و امامان دین خدا در زمین هستند که از میان مردمان برگزیده و برکشیده شده‌اند. اما گروهی از میان همین برگزیدگان آن گاه که حدود و اصول را استوارتر کردند و شیوۀ پیامبر را بهتر پیروی نمودند و همۀ گفته‌های پیامبر را کنکاش نمودند گفته‌هایی که در انواع عبادت‌ها و اخلاق، برترین و شریف ترین حالت‌ها را آورده بود و خودشان را به پیروی واداشتند و بزرگ‌ها را بزرگ و خُردها را خُرد و کم‌ها را اندک و بسیارها را بسیار شمردند و از آنچه او دوری کرده بود، گریختند و آنچه را او برگزیده بود، برگزیدند و بر راه او صبوری کردند و بر دشمنان او نفرت ورزیدند و به خواست‌ها و خواستنی‌های او رغبت ورزیدند و هر که را برتر داشته بود، برکشیدند و به هر چه مایل بود، رغبت کردند و از هر چه دور بود دوری کردند، در میان امت او برتر شدند چه عایشه(رض) را روزی از کردار پیامبر پرسیدند. گفت:«کردار او قرآن بود» یعنی موافق قرآن بود. و از خود او نیز روایت شده است که:«برانگیخته شدم برای تعظیم مکارم اخلاق».