قرآن کریمبه زبان فارسی

باب دوم در بیان کیفیت اختلاف در باب مستنبطات اهل حقیقت در معانی علوم

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: ای دوست من که خدای با دانش یاریت کناد و از وجودت گمان را براندازد، بدان که: صاحبدلان و ارباب قلوب نیز در فهم حالت‌ها و دانش‌ها و حقیقت‌های تصوف استنباط‌های خاص دارند. گاه از ظاهر قرآن و اخبار، معناهای نازک پنهانی و گفته‌های استوار دانشی و رازهایِ گنج آمیز درمی‌یابند. ما خوشه‌ای از خرمن آنها را می‌آوریم- اگر خدا بخواهد-. صاحبدلان نیز دریافت‌های چندگانه‌ای- همچون اصحاب ظاهر- دارند جز این که اهل ظاهر تفاوت ادراک‌هایشان«حکم» غلط و خطا بدانان می‌دهد و چندگانگی استنباط صاحبدلان چنین خطاهایی را به بار نمی‌آورد چون که احوال اهل دل فضایل و محاسن و مکارم و احوال و اخلاق مقام‌ها و مرتبه‌های دل است. گفته شده: اختلاف عُلما«رحمت خداست». این گفته معنایی تواند داشت چون که اختلاف در میان علما در علوم ظاهری رحمت خداست. چون که دانشمند درست اندیش، بر خطا کار خرده می‌گیرد وخطای او را بر مردمان می‌نماید و مردمان را از خطای او دور می‌کند و اگر چنین نکند- یعنی درست اندیش، خطای خطااندیش را ننماید- دین مردم از دست برود و همگی تباه گردند. اما اختلاف صاحبدلان و اهل حقایق نیز رحمت دیگری است از خداوند، چه هر صاحبدلی از آن چه دریافته و گاه خويش را يافته سخن مي‌گويد و وجد ويژة دل خود را مي‌نمايد و به همه اهل طاعت و ارباب قلوب و مریدان از گفته‌های خود میوه و نور می‌دهد.

این چندگانگی گفته‌ها نیز بر بنیاد مرتبت‌ها و بزرگی صاحب گفته‌هاست. این بیان ما را سخن ذوالنون استوارتر می‌سازد آنگاه که از او وصف فقیر صادق را پرسیدند. گفت:«کسی است که به هیچ چیز آرام نگیرد وهمه چیز با او آرام گیرد». ابوعبدالله مغربی را نیز از فقیر صادق پرسیدند. گفت:«کسی است که همه چیز در دست اوست و هیچ چیز او را تملک نمی‌کند». ابوحارث اَولاسی را از فقیر صادق پرسیدند. گفت:«آن است که به هیچ چیز اُنس نمی‌گیرد و همه چیز با او خوگر می‌شود». یوسف بن حسین را از فقیر صادق پرسیدند. گفت:«هر کسی است که فقط بندۀ وقت خود باشد و اگر در وقت اول به وقت دوم بیندیشد شایستۀ نام فقر نیست». حسین بن منصور را از فقیر صادق پرسیدند. گفت:«آن است که با سلامت و رضایت، تمام ابزارهایِ وارد شده را رد می‌کند». نوری را پرسیدند. گفت:«آن است که نسبت به خدا در ابراز حق، گمان‌مند نیست و همیشه با خداوند آرامش می‌یابد». سُمنون را پرسیدند. گفت:«آن است که با مفقودها انس می‌گیرد چنان که نادان با موجودها آرام می‌شود و از موجودها گریزان می‌گردد چنان که نادان را مفقودها نگران می‌سازند». ابوحفص نیشابوری را پرسیدند. گفت:«هر که در فرمان وقت خویش و هماهنگ با آن باشد و اگر واردی درآمد، او را از فرمان وقت درآورد و هراسان سازد». جنید را پرسیدند. گفت:«آن است که با هیچ غنی نگردد و همه چیز از او استغنا گیرد». مُرتعش نیشابوری را پرسیدند. گفت:«آن است که شپش او را بگزد و ناخنی برای خارش و رهایش خود نیابد». چه مایه تفاوت در گفته‌ها و پاسخ‌هاست چنان که همین مایه چندگانگی در احوال و اوقات است. همۀ اینها زیباست و هر پاسخی برای شنونده‌ای ویژه سزاست. همین پاسخ‌ها و همین شنونده‌های گوناگون، فرخندگی و بخشش و افزونی و رحمت خدا بر آنهاست.