قرآن کریمبه زبان فارسی

باب پنجم ذکر ویژگی‌های صوفیان در معانی خاصی از آداب و احوال و دانش‌ها که از دیگران متمایز شدند

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ ابونصر- رحمة الله- گفت: اولین ویژگی صوفیان- از دیگر عالمان که یاد کردیم- پس از انجام واجبات و ترک محرمات، دوری از کردارهای بی فایده و بریدگی از همۀ دلبستگی‌هایی است که میان آنان و مطلوب دوری و تاریکی ایجاد می‌کند زیرا صوفیان مقصود و مطلوبی جز حق ندارند. صوفیان را احوال خاصی است از جمله: خوشنودی به اندکی از دنیا، و رضایت به نان پاره‌ای که چاره‌ای از آن نیست، و بسندگی به کمترین بهره‌های دنیاوی از پوشیدنی و گستردنی و خوردنی و همانند اینها، و گزینش درویشی بر توانگری، سبکباری و دوری از گرانجانی و برگزیدن گرسنگی بر سیری و اندکی بر بسیاری، و ترک برتری‌جویی و کامرانی و سروری، و نیز مهربانی بر آفریده‌ها و فروتنی بر خرد و کلان، و از خودگذشتگی در هنگام نیاز مردمان و سیر چشمی از دنیاداران و نیک‌اندیشی در باب خداوند و راستکاری در پیروی از فرمان‌های حق، و شتاب در انجام تمام نیکی‌ها و روی نهادن به ایزد و بریدن از همه برای او و پذیرش بلاهایش و تسلیم و رضا در برابر فرمان‌هایش و صبر بر کوشش‌هایِ در راهش و راندنِ خواست‌ها و دوری از آزها و نافرمانی هوس‌ها. چه خدای- تعالی- نفس را بس مُشوق به بدی خوانده است و پیامبر(ص) آن را«دشمن‌ترین دشمنان که در دو پهلوی تواند» نامیده است.

گفتار در آداب و اوصاف صوفیان

همچنین از آداب و اوصاف صوفیان نگهداشتن رازها و پرهیز از فرمانروای ستمگر و استمرارِ نیکی دل با راندن بدسگالی‌های زشت و پندارهایی است که دل و اندیشه را بیراه می‌سازد و جز خدای کسی چیزی درست از آنها نمی‌داند. صوفیان چنین می‌کنند تا خداوند را با دل‌هایی آماده و انگیزه‌هایی کامل و نیت‌هایی پاکیزه و اهدافی از بدی زدوده بپرستند چه خداوند به راستی فقط پرستش کسانی را می‌پذیرد که تمامی برای او باشند و نیایش آنان خاص او باشد و خداوند- عزوجل- فرمود: بدانید که تنها دین خالص برای خداست (زمرد/۳).

گفتار دیگر در آداب و عادات صوفیان

و نیز از آداب و عادات خاص صوفیان گام سپردن به روش برگزیدگان و جایگیری در جایگاه‌های نیکان و همراهی حقیقت با بخشیدن جان و دل است؛ و نیز اختیار مرگ بر زندگی، بندگی بر سروری و سختی بر نرمی تا به مقصود برسند و نخواهند جز آن چه را که او می‌خواهد و این نخستین میدان از میادین حقایق است. آیا نمی‌نگری که آن گاه که حارثه پیامبر را پرسید چه گفت؟ پیامبر(ص) گفت: هر حقی را حقیقتی است. حقیقت ایمان تو چیست؟ گفت: دلم را از دنیا گرداندم و شب‌ها تا صبحگاهان بیدارم و روزهایم را تشنه و روزه‌دار هستم گویی به عرش خدای روشن و بی‌پرده می‌نگرم و بهشتیان را می‌بینم که گرد خداوند می‌گردند و دوزخیان را می‌نگرم که چگونه فغان سر می‌دهند و ناله می‌کنند. آنگاه پیامبر او را گفت: شناختی، پس پایداری کن.