شیخ گفت: خداوند میفرماید: ای مؤمنان خود و خانواده را از آتش دور دارید(تحریم/ ۶). و از ابن عباس روایت شده که در تفسیر آن گفت: یعنی آنها را ادب و علم بیاموزید تا بدین وسیله از آتش دورشان سازید.
از پیامبر روایت شده که«هیچ زایندهای فرزندی زیباتر از ادبِ نیک نزاییده است.» و نیز فرمود:«خداوند مرا ادب ساخت و چه نیکو ادبم نمود.»
شیخ گفت: مراد پیامبر ادب ممتاز و برتر او در میان همۀ پیامبران است چون که تمام پیامبران را خداوند ادب نموده است. کسی از محمدبن سیرین پرسید کدام یک از ادبها به خداوند نزدیکتر است و بنده را به حق نزدیکتر میسازد؟ گفت: معرفت ربوبیت حق و انجام عبادتها و حمد خداوند در شادی و صبر در سختی. به حسن پسر ابوالحسن بصری گفته شد: مردم همگی ادب آموزی را دوست میدارند به نظر شما کدام یک پرسودتر از همه در دنیا و رسانندهتر به خدا در آخرت است؟ گفت: تفقه درست در دین، چه این کار دلهای آموزندگان را به خدا وامیدارد و زهد از دنیا، چون که زهد از دنیا آدمی را به خدا نزدیکتر میسازد و معرفت فرمانهای خداوند بر بنده، که روح را به کمال ایمان میرساند.
سعیدبن مسیب گفت: هر کس که قلمرو دستورهای خدا را بر وجود خویش نشناسد و با امر و نهی حق فرهیخته نگشته باشد، از ادب چیزی درنیافته است. کلثوم غسّانی گفت: ادب دو گونه است: ۱- ادب گفتار، ۲- ادب کردار.
هر کس که ادب گفتار خود را کامل ننماید چیزی از ادب کردار درنمییابد و هر کس که با ادب کردار به خدا تقرب جوید، محبتش در دلها مینشیند و عیوبش از دیدهها میرود و در ثواب یادگیرندگان شریک خواهد گشت. از ابن مبارک روایت شده که گفت: به اندکی ادب سخت نیازمندتریم تا انبوهی از علوم. و همو نیز گفت: ادب برای عارف همچون توبه برای آغاز کننده در نیکی است. شیخ گفت: ادب پشتوانه فقیران و زینت اغنیاست. مردمان در ادبها گوناگونند ولی به طور عمده سه گروهند:
۱-ادب اهل دنیا،
۲-ادب اهل دین،
۳-ادب برگزیدگان دین.
بیشتر آداب اهل دنیا به فصاحت و بلاغت در سخن و حفظ علوم و افسانههای شاهان و اشعار عرب وشناخت صنایع برمیگردد.
بیشتر آداب دینداران را تهذیب نفس و تأدیب اندامها و طهارت دل و حفظ حدود حق و دوری از شهوات و شبههها و انجام عبادتها و شتاب در خیرات به وجود میآورد. از سهل بن عبدالله حکایت شده که گفته است: هر کس که نفس خود را با ادب قهر نماید، به اخلاص خداوند را پرستیده است. و همو گفته: برای فرمانهای خداوند از خودِ خدا استعانت جویید و برنگهداشت ادبِ حق، صبر ورزید. گفته شده است که بهترین ادبها توبه و منع نفس از شهوتهاست. یکی را از معنای ادب نفس پرسیدند. گفت: شناساندن نیکیها به نفس و انگیزشش برای انجام آنها و شناساندن شر به نفس و دور نمودن او از آن.
گفته شده است که ادب کمال همه چیز است که آن را جز پیامبران و صدیقان درنمییابند. شیخ گفت: ادبِ برگزیدگان، بیشتر در طهارت دل و مراعات اسرار و وفای به تعهدات و حفظ وقت و ننگریستن به بانگ و نگاه و کام و نیز راندن اهریمن در هنگام ورود به دل و همسانی پوشیده و پیدا در ضمیر و نیک کرداری در هنگام جست و جوی حقیقت و مقامهای قرب حق و نگهداشت شرط حضور و قربت و رسیدگی و دیدار خداوند است. از احمدبن محمد بصری شنیدم که گفت از جلاجِلی بصری شنیده که او گفته است: توحید موجب و زمینه ساز ایمان است، هر کس ایمان ندارد، توحید ندارد. ابوالعباس بن عطا را پرسیدند که ذاتِ ادب چیست؟ گفت: وقوف به نیکیها. گفتند: وقوف به نیکیها یعنی چه؟ گفت: یعنی پرستش خداوند به گونهای مؤدبانه هم در آشکار و هم در نهان، هرگاه چنین شدی فرهیختهای و گرنه چنین نیستی و بیگانهای. ابن عطا سپس در این باره شعری خواند:
چون زبان میگشایی تمام ملاحت را میآوری
و آنگاه که خاموش میشوی همۀ زیبایی را چهره میگشایی
شیخ گفت: صوفیان آداب خاص برای سفرها و در شهرها دارند و نیز در اوقات و اخلاق و آداب سکون و حرکت خود آداب ویژهای دارند که تنها آنها راست و دیگران را چنین آدابی نیست. همگی آنها این شیوهها را میشناسند و آشنایان قوم راه و رسم آنها رامیدانند و دانستن آن گروهی را بر گروهی دگر برتری میدهد و صادقانه و کاذبان و مدّعیان و متحققان را مینمایاند. ما اندکی از این مراسم و آداب را باز مینماییم باشد که ناظری را به کار آید و دلی را آگاهی بخشد- اگر خدا بخواهد.