قرآن کریمبه زبان فارسی

باب دوازدهم دربیان آداب صوفیان در پوشیدن لباس

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: حکایت شده که ابوسلیمان دارانی لباسی سفید و چشمگیر پوشیده بود. یکی به او گفت: بهتر نبود پیراهن دیگری می‌پوشیدی؟ گفت: کاش دلم در سپیدی همچون این جامه‌ام می‌بود! و نیز همو گفت: برخی از شما لباس سه درهمی می‌پوشد در حالی که شهوت قلبش پنج درهمی است و شرم هم ندارد از این که شهوت دلش به جامه‌اش تجاوز کند. به من نیز گفته‌اند که ابوسلیمان گفته است در لباس‌های کوتاه سه خصیصۀ ستوده هست:

۱-همراهی با سنت رسول(ص)،

۲-نظافت،

۳-چند جامگی.

گروهی به نزد بشرین حارث آمدند همگی مرقع پوش. بشر به آنان گفت: هان ای مرقع پوشان از خدا پروا کنید و این شیوه پوشش را آشکار مسازید چون که بدان شناخته و به سبب آن اکرام می‌شوید. همگی خاموش شدند. جوانی از میانشان برخاست و گفت: شکر خدای را که ما را شناساند و برکشید. سوگند به او که این پوشاک را آشکار می‌سازیم تا دین همه از او باشد و دین او همه را بگیرد. بشر بدو گفت: آفرین پسرم، همانندان تو باید مرقع بپوشند.

از وجیهی شنیدم که گفت جریری گفته است: در جامع بغداد فقیری بود تک پیراهن که زمستان و تابستان همان را می‌پوشید. از او پرسیدند چرا؟ گفت: پیش از این بر گردآوری و پوشیدن انواع جامه‌ها بسیار ولع داشتم. یک شب- چنان که گویی خواب می‌بینم- دیدم که به بهشت درآمدم. گروهی از دوستان فقیرم را بر سر سفره‌ای دیدم، خواستم با آنها ببنشینم، ناگهان گروهی از فرشتگان دستم را گرفتند و از جا بلندم کردند و به من گفتند: اینها همه تک جامگانند. اما تو دو جامه داری، با آنان منشین. یکباره متنبه شدم و با خود نذر کردم که جز یک جامه نداشته باشم تا روز دیدار خدا. ابوحفص حداد گفت: اگر درخشش فقیر را در جامه‌اش دیدی امید خیر ازو نداشته باش.

از یحیی بن معاذ رازی حکایت شده که در ابتدا پشمینه و پاره می‌پوشید و در آخرِ کار خز و حریر. این نکته را به بایزید گفتند، گفت: بیچاره یحیی! بر سختی و کم بهایی صبر نکرد چگونه بر نعمت و راحتی صبر تواند. شنیدم که طیفور گفت: وقتی بایزید مُرد جز جامه‌ای بر جای نگذاشت که آن هم عاریه بود و بعد به صاحبش برگرداندند. ابن کرینی- استاد جنید- مرد و بر تنش لباس پاره‌ای بود. می‌گویند ابوحفص نیشابوری جامه‌ای ابریشمین و گرانبها می‌پوشید اما خانه‌اش را ریگ فرش کرده بود.

شیخ گفت: آداب فقیران در لباس این است که فرمانبر وقت خود باشند، اگر پشمینه و مرقع یافتند بپوشند وگر چیزی دیگر، همان را بپوشند. فقیر صادق هر چه یافت می‌پوشد و در هر چه پوشید جلالت و مهابت دارد و تکلیف و زیاده‌روی نکند و اگر زیادی داشت به دیگری ببخشد و برادران را بر خود برتری دهد. و پوشش و ایثار خود را به چشم نیاورد و پاره‌پوشی را بر نوپوشی برگزیند. اما در همه حال تمیز و پاک باشد. اگر بخواهم همۀ آن چه را که در این باب گفتنی است بیاورم سخت دراز خواهد شد. آن چه گفتم بسنده است.