شیخ گفت: یحیی بن معاذگفته است اگر دیدی گرسنگی را در بازار میفروشند، جویندگان آخرت را بایسته نیست که اگر در آن بازار وارد شدند جز آن را بخرند یحیی گفت: گرسنگی چهار گونه است:
۱-برای مریدان، ریاضت،
۲-برای توبه کنندگان، تجربت،
۳-برای زاهدان، رام کردن و سیاست،
۴-و برای عارفان، بزرگی و مکرمت.
و یحیی گفت سهل بن عبدالله هرگاه گرسنه میشد نیرو میگرفت و چون چیزی میخورد ضعیف میگشت. سهل گفت: هرگاه سیر خوردید در پی گرسنگی باشید و هرگاه گرسنه شدید به دنبال سیری باشید و گرنه به سرکشی دچار میگردید. ابوسلیمان گفت: گرسنگی از خراینِ پوشیدۀ خداست و آن را جز به دوستان برگزیدۀ خویش عطا نمیکند.
گفتهاند که سهل بن عبدالله بیست روز و اندی غذا نمیخورد. چه سهل غذا را ترک نمیکرد، غذا ازو میگریخت. از عیسی قصار شنیدم که میگوید ادب گرسنگی آن است که: صوفی فقیر در وقت سیری گرسنگی را از یاد نبرد تا اگر به گرسنگی دچار شد برایش ناآشنا نباشد. یکی از بزرگان تصوف شنید مردی صوفی میگوید: گرسنهام. بدو گفت: دروغ میگویی، گفته شد چرا بدو دروغگو میگویی. گفت: چون آن که گرسنگی رازی از رازهای حق است که در خزانۀ غیبش نگاه میدارد و هرگز آن را به کسی که افشا نماید، نمیبخشد.
مردی صوفی به نزد پیرش آمد. پیر خوردنی برایش آورد و مرد خورد. گفت: چند وقت است که نخوردهای؟ مردگفت: پنج روز. پیر گفت: گرسنگی تو گرسنگی صوفیانه و فقر نیست گرسنگی بخل و ناخن خشکی است چه جامه بر تن داری و گرسنهای.