قرآن کریمبه زبان فارسی

باب بیست و سوم در ذکر آداب مریدان و مبتدیان

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت: در کتاب ابوتراب نخشبی یافتم که: حکمت لشکری از لشکرهای خداست که با آن آداب مریدان را نیرو می‌بخشد. از جنید حکایت شده که یکی از فقرا ی صوفی یا از بزرگان تصوف ازو چیزی پرسید بدین مضمون که: سرور من! فایده حکایت‌ها برای مریدان چیست؟ گفت: این حکایت‌ها سپاهی از سپاهیان خداست که با آن جان مریدان را قوت می‌بخشد. او را گفتم: برای سخنت شاهدی از کلام خدا هم داری؟ گفت: آری، این آیه:«و ما همۀ این قصه‌ها را از اخبار پیامبران برای تو می‌خوانیم تا دلت را استوار سازیم»(هود/ ۱۲۰). یحیی گفت: حکمت بادبیزن دل‌های مریدان است که ناگواری دنیا را از آنان دور می‌سازد. از ممشاد دینوری نقل کرده‌اند که می‌گفت: چشم مرا فقیر صادق پرنور می‌سازد و دلم را مریدِ حقیقت خواه شاد می‌نماید. ابوتراب گفت: ریای عارفان، اخلاص مریدان است. ابوعلی کاتب گفت: هرگاه مرید به تمامی از خلق ببُرد و به خدا پناه آورد، نخستین بهره‌اش استغنای او از همه است.

شبلی را پرسیدند که: مرید اگر به حیرت افتاد چه کند؟ گفت: حیرت دو گونه است حیرتی که از شدتِ خوفِ ناشی از زیادی گناهان پدید آید و حیرتی که از کشف زیبایی‌های هستی برای دل‌ها پیدا می‌گردد. شبلی گفت: در آغاز سلوک هرگاه خواب بر من چیره می‌شد، نمک بر چشم‌هایم می‌پاشیدم و چون بیشتر به تنگ آمدم ميل در چشم مي‌كشيدم. ابوسعيد خراز گفت: از نشانه‌هاي مريد صادق آن است که رقت و شفقت و رحمت و بذل و بردباری بر دلش غالب باشد و حتی بردۀ خویش را نیز چنان سازد که برده او را چون زمینی پندارد که هر چه خواهد کند و برای پیران چون پسری نیک کردار و برای کودکان چون پدری شفیق و برای همۀ مردمان چنان باشد که با شکایت آنها شکایت کند و با مصائب آنها غم بخورد و آزار آنان را برتابد چه شیوه را خداوند از مریدان صادق می‌خواهد،تا پرده‌های دوگانگی بین او و خدا از میان برود چون تا روزی که مرید این کردار و رفتار را داشته باشد، خدا از او خوشنود است.

سهل بن عبدالله گفت: همۀ تکاپوی قلبی مرید باید اقامۀ واجب‌ها و استغفار از گناه‌ها و طلب سلامت مردمان باشد. یوسف بن حسین را پرسیدند نشان مرید چیست؟ گفت: دوری از ناهمجنسی که همانند او انگیزه در سر ندارد و سلامت طلبی برای دشمن آن چنان که برای دوست می‌خواهی. نشان مرید راستین آن است که هر چه راکه در دل می‌آورد در قرآن آن را بیابد و آنچه را می‌داند به کار بندد و آنچه را نمی‌داند بجوید و از آنچه بهره‌ای برایش ندارد دوری جوید و با شدت حرص راه نجات را بپوید و از وعیدها بپرهیزد و وعده‌ها را به دل زنده دارد و با خویشتن پردازی از دیگران دور گردد. ابوبکر بارزی گفت: هرگاه سالک در آغاز به وحشت و ترس خو کند دیگر از چیزی نخواهد ترسید چه پس از آن همه، آسودگی برایش خواهد بود.