قرآن کریمبه زبان فارسی

باب بیست و پنجم در بیان رفتار صوفیان در زمینۀ صداقت و مودت

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ- که رحمت خدا بر او باد- گفت: ذوالنون گفته است: راه به سوی دوست چندان دور نیست وجای دوست تنگی ندارد، و از ابوعمرو اسماعیل بن نجید شنیدم که می‌گفت: از ابوعثمان شنیده است که می‌گفت: به دوستی کسی که تو را جز به عصمت دوست نداشته باشد اعتماد نکن.

و جعفر خُلدی از ابن سماک نقل کرده است که گفت: کسی که از من و تو صدیق القول است و به وعده وفا می‌کند فردا پدید می‌آید. ابن سماک- که خدایش بیامرزاد- گفت: آری میان من و تو فردا طلب غفران می‌کنیم.

گفته می‌شود که هر نوع دوستی با دیدار افزایش می‌یابد و جزء مودت‌ها محسوب است. چون از حقیقت مودت پرسیدند گفت: چیزی است که با افزونی نیکی افزایش نمی‌یابد و با جور و جفا کاهش نمی‌گیرد. و این حکایت از قول یحیی بن معاد رازی نقل شده است. یکی از مشایخ گفته است: اعراض از آزار دوست مُرادف بقا و تداوم مودت و دوستی است.

ابوالعباس مسروق- که رحمت خدا بر او باد- چنان که به من گفته شده، گفته است، و این قول پیامبر(ص) به ابوهریره است که: به دیدار دوست برو تا دوستی افزون شود. و به یحیی بن معاد- رحمةالله- گفته شد: حالت چون است؟ گفت: حال کسی که دوایش دشمن اوست و دوستش بلای او چگونه باید باشد؟

جنید- که رحمت خدا بر او باد- گفت: هرگاه کسانی را م

یکی از مشایخ گفت: هرگاه که دوستی برادری بر من ثابت شد دیگر اهمیتی نمی‌دهم که او را ببینم.

از نوری- رحمةالله- نقل کرده‌اند که گفت: دوست کسی است که هر چیز اندک را محاسبه نمی‌کند و دشمن کسی است که هیچ چیز را نباید به او عرضه کرد.

جنید گفت: هرگاه دوستی یافتی به هر چیز که تو را ناخوشایند آید او را میازار. و از جعفر خلدی شنیدم که گفت از ابومحمد مغازلی شنیده‌ام که گفت: هر کس که می‌خواهد که دوستیش تداوم بیابد باید دوستی برادران قدیم را حفظ کند.