شیخ گفت: از ابوبکر یعقوب نهرجوری دربارۀ درستی فنا و بقا پرسیده شد. گفت: فنا یعنی این که بنده اعمال خود برای خدا را نابود انگارد و بقا یعنی بنده بداند که همیشه و در همۀ احوال عبودیت خدا برپا و برجاست. همچنین ابویعقوب در این باب پرسیده شد. گفت یعنی این که بنده در هر دو حال بقاء و فنا همنشین عبودیت گردد و پیوسته به مشیت حق راضی باشد چه هر کس که در فنا و بقا بندگی نداشته باشد، جز مدعی چیزی نیست.
فنا و بقا دو اسم هستند و برای بندۀ موحد دو صفت که با آنها پیوسته در پرستش خود پر میگیرد و برمیآید و از رتبۀ عوام به مرتبۀ خاصان میرسد. فنا در آغاز یعنی فنای جهل با زنده کردن علم در خویش و از بین بردن معصیت با انجام طاعت یعنی نفی غفلت با یاد خدا و ندیدن کردارهای خود با دیدن عنایت ازلی خدا. پیران در این باره بسیار سخن گفتهاند. مثلاً سُمنون گفته است: بنده در حال فنا با لطف خدا برده میشود و محمول است و در حال حمل مورود، و اینها از نعوت هستند. همچنین گفت: نخستین مقام عرفان«فنا» هستی و مشاهدات برای درک«بقا» ست. ابوسعید خراز در معنای این آیه: هر چه در شما نعمت است از خداست(نحل/ ۵۳) میگوید: معنی نعمت آن است که خدا بندگان را در افعال خود از افعالشان تهی میسازد تا به خود رساند و این نخستین گام فناست.
جعفر خُلدی گوید که از جنید شنیدم که در باب فنا گفت: هرگاه بنده اوصاف فنا را در خود کُشت بقا را کامل درمییابد. جنید در جای دیگر گفت: تهی شدن از همۀ اوصاف و به کارگیری همۀ توانت در حق، یعنی فنا. ابن عطا نیز میگوید:هر کس که از خودبینی نگذرد و حق بین نشود و از حق بینی نیز با خودِ حق فراتر نرود و حتی حضور خود را نیز در«پیشگاه حق» فراموش نکند، به مشاهدۀ روی باقی نمیرسد. شبلی هم میگوید: هر کس با یاری خدا در خودِ خدا فنا شود و فقط برای خدا با خود خدا ادامه دهد از مرحله فنای ربوبی هم درمیگذرد چه رسد به فنای عُبودی.
به گمانم رُوَیم گفته است: نخستین گام در علم فناء فهم حقایق بقاست و این فهم یعنی برگزیدن خدا بر هر چه در هستی هست و همراه او بودن در همه حال تا فقط خدا، معنایِ حظِ بنده گردد و جز او از یادش دور گردد و عبادتهایش هم برای خدا فانی گردد تا با عبادتهایی که بنده همراه حق انجام میدهد باقی گردد. دریغا که بعد از این مرتبه را خردها درست درک نمیکنند و زبانها نمیتوانند از آن سخن گویند.
خداوند میفرماید: هر چه برهستی است فانی است(رحمان/ ۲۶). و نخستین نشانۀ فنا فراموشی دنیا و آخرت و بهرههای آنها به سبب ورود ذکر خداست و بعد فراموشی لذت یاد خدا با بهرهای از خودِ خداست و سپس فراموشی لذت بهرهای از خدا به مشاهدۀ خداست و سپس فراموشی لذتِ مشاهدۀ او با فنایِ فناست و رسیدن به بقای بقاء و با او باقی شدن. سخن در این باب بسیار است. به اشارتی بسنده کردیم.