قرآن کریمبه زبان فارسی

[گفتار در بیان حقایق]

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

شیخ گفت که جعفر به من گفته است که از جنید شنیدم که روزی او از قول سری سقطی در توصیف اهل حقایق می‌گفت: همچون بیماران می‌خورند و همچون غرق شدگان می‌خوابند. از جنید معنای حقیقت را پرسیدند. گفت: آن را یاد می‌کنم و بعد چیزهای دیگر را رها می‌سازم.

ابوتراب گفت: نشانۀ حقیقت آزمایش است. دیگری گفته است نشانۀ حقیقت نبود آزمایش است. از رویم حکایت شده که والاترین حقیقت‌ها، میوه‌های علم هستند. او ابوجعفر شنیدم که می‌گفت از صیدلانی شنیده‌ام که می‌گوید حقیقت‌ها سه گونه‌اند: حقیقتی که با علم است، حقیقتی که علم با آن است، و حقیقتی که فراتر از علم است. ابوبکر زقاق می‌گوید در بیابان بنی اسرائیل (فلسطین) می‌گشتم. ناگهان در دلم افتاد که علم حقیقت مخالف علم شریعت است. یکباره فردی را زیر درخت ام‌غیلان(خار مغیلان) دیدم که فریاد کشید: ای ابوبکر! هر حقیقتی که مخالف شریعت باشد، کفر است.

گویا رُوَیم گفته است: درست ترین حققت‌ها آن است که قرین علم باشد. و جنید نیز گفته است: حقایق بیزارند در دلی جای گیرند که اهل تأویل باشد. و مزین کبیر نیز گفته است: خوشا به حال کسی که فهمید که اهل حقیقت این نکته را درمی‌یابند که خدا پنهان نیست تا جسته شود و دارای غایت نیست تا فهمیده شود. هر کس که چیزی دریافت فریفتۀ همان یافتۀ خویش است و موجود حقیقی در نزد ما معرفت حال و کشف علم است.

از حسین بن عبدالله رازی شنیدم که می‌گفت: عبدالله بن طاهر ابهری را از حقیقت پرسیدند. گفت: همۀ حقیقت علم است. او را از علم پرسیدند. گفت: علم همگی، حقیقت است. جنید گفته است: زبان سه گونه است: زبان علم، زبان حقیقت، زبان حق.

زبان علم چیزهایی است که با واسطه به ما می‌رسد و زبان حقیقت رساندن بنده به رازهاست توسط خدا بدون واسطه، و زبان حق را راهی برای شناخت نیست. و از ابوجعفر قروی روایت شده که گفت: حقیقت انسانیت آن است که هیچ آدمی را نیازاری چه که حقیقت در سرشت نام خود اسم است که هر چیز تو را یار خود گیرد و از خود داند. از صوفی‌یی پرسیدند حقیقت وصول چیست؟ گفت: رفتن عقل. واسطی گفت: هرگاه حقایقِ گنج‌آسایِ حق آشکار شود حقایق پوشیدۀ او در پرده می‌رود(یعنی آن حقایق والا برتر از اینهایند).