شیخ گفت: جعفر خلدی به من گفت که از جنید شنیده است که گفته است: هیچ کس چیزی را صادقانه نخواسته و نکوشیده مگر این که آن را دریافته و اگر همۀ آن را درنیافته پارهای را گرفته است. ابوسعید خراز میگوید: گویا دو فرشته دیدم که از آسمان بر من فرود آمدند و مرا گفتند: صدق چیست؟ گفتم: وفای به عهد. گفتند: راست گفتی و به آسمان عروج کردند و من بدانها مینگریستم، البته در حالت رؤیا گونه. یوسف بن حسین گفت: صدق در نگاه من، علاقه به انفراد و مناجات پروردگار است و نیز در نهان و آشکار خالص بودن و همراه با صدق لهجه و خویشتن نگری- به دور از چشم مردمان- و بلندهمتی و دانش اندوزی و راست کردن خوراک و پوشاک و کسب قوت.
از دانایی پرسیده شد نشانۀ صادق چیست؟ گفت: کتمان عبادتها. گفته شد که چه چیزی بیش از همه دلهای صادقان را شاد میسازد؟ گفت: بویِش عفو خدا و حُسن ظن به او. ذوالنون گفت: صدق شمشیر خداست در زمین، بر چیزی نهاده نشد مگر آن که آن را برید. حارث را از صدق پرسیدند. گفت: همراهی با همۀ حالها. جنید گفت: حقیقت صدق همراهی با رایِ خداوند در همۀ احوال است. ابویعقوب گفت: صدق، همراهی خداوند در آشکار و نهان است و حقیقت آن صدقِ قول و درست گویی حتی در عرصههای هلاکت خیز است. از دیگری دربارۀ صدق پرسیدند، گفت: نیت درست در قصد است.