قرآن کریمبه زبان فارسی

[گفتار در بیان اصول]

اللمع فی التصوف — ابونصر سراج طوسی

مراد از اصول، بنیادهای دینی تصوف است. از جنید حکایت شده که گفت: همۀ اهل علم تصوف همرایند که تصوف را پنج اصل است: روزۀ روزها، اقامۀ نماز در شب‌ها، اخلاص در عمل، اشراف به اعمال ، توکل به خدا در همه حال. از ابوعثمان حکایت کرده‌اند که گفت: اصل طریقت ما سکوت است و اکتفا به علم خدا. جنید گفت: نقصان در احوال از فروع است و زیان نمی‌رسانند اما اگر اصول به اندازۀ ذره‌ای خلل یابند زیان می‌رسانند. هرگاه اصول را استوار کردی، نقصان فروع زیانی نخواهد رساند. ابواحمد قلانسی گفت: اصل مذهب ما بر سه خصلت استوار شده است:

۱-از هیچ کس چیزی نمی‌خواهیم حتی حقوق واجب خود را؛

۲-پیوسته خود را وامی‌داریم که حقوق مردم را باز پس دهیم؛

۳-هر چه کار نیکو کنیم باز هم تقصیر را از خودمان می‌دانیم.

سهل بن عبدالله گفت: اصول طریقت ما هفت چیز است:

۱-تمسک به کتاب خدا،

۲-اقتدا به فرستادۀ خدا،

۳-حلال خواری،

۴-پرهیز از آزار،

۵-اجتناب از گناهان،

۶-توبه و بازگشت به خداوند،

۷-ادای حقوق.

از حُصری شنیدم که می‌گفت: اصول تصوف ما شش چیز است: رفع حدث، تک قدیم انگاری، دوری از برادران، مفارقت از وطن، فراموشی آموخته‌ها، از یاد بردن نادانسته‌ها. یکی از صوفیان نیز گفته است تصوف را هفت اصل است: ادای فرایض، دوری از مُحرامات، قطع علایق، همدوشی با فقر، ترک خواهش، گریز از گردآوری مال برای روز مبادا، انزوا از همه برای داشتن خدا در همۀ اوقات.