فمن جملتها هر چیز كه در خارج هست و از لوازم هستی وی آن است كه آثار مختّصۀ وی بر وی مترتّب گردد یا از آن قبیل است كه در ترتّب این آثار محتاج است به ضمّ ضمیمهای مادام كه آن ضمیمه به وی منضمّ نشود آن آثار بر وی مترتب نگردد یا محتاج نیست به آن ضمیمه بلكه آن آثار بیاشتراط انضمام امری مغایر وی به وی بر وی مترتب میگردد. از آنچه محتاج است به ضمیمه به ممكن تعبیر میكنند و از آنچه محتاج نیست به واجب و از آن ضمیمه به وجود و صوفیه قائلین به وحدت وجود كه ارباب كشف و شهودند به آن رفتهاند كه ذات واجب تعالی عین آن ضمیمه است كه وجود است و وی بذاته به همه اشیاء محیط و در همه اشیاء ساری و وجود همه اشیاء به احاطه و سریان وی است در ایشان.