قرآن کریمبه زبان فارسی

وجود به معنای كون و حصول و حقیقت وجود

اشعة اللمعات — نورالدین عبدالرحمن جامی

و أیضاً منها پوشیده نماند كه ممكن را " عِندَ اِقتِرانِه بِهذِهِ الضّمیمَةِ " وجود به معنی كون و حصول كه واجب را بی آن اقتران ثابت است طاری می‌شود پس وجود به معنی كون و حصول عرضی عام باشد نسبت به جمیع موجودات و از قبیل مفهومات اعتباریه كه آن را جز در عقل وجودی نیست پس حمل این مفهوم بر واجب به اشتقاق تواند بود نه به مواطاة به این طریقه كه لفظ موجود از وجود به معنی عام عرضی اشتقاق كنند و بر واجب حمل كنند و امّا حقیقت وجود كه عین واجب است در حمل بر واجب احتیاج به اشتقاق ندارد بلكه به مواطاة بر وی محمول است و اگر صیغۀ موجود به آن معنی اشتقاق كنند معنی وجود، ذو الوجود خواهد بود اَعمٌ مِن اَن یكونَ الوجودُ نفسَهُ أو غیرَهُ.

سؤال اگر كسی گوید چون واجب نیز به وجود معنی كون و حصول موصوف باشد پس وی نیز در ترتب آثار مختصّه محتاج به ضمیمۀ وجود باشد.

جواب گوییم كه ترتب آثار بر واجب نه به واسطۀ عروض وجود عام است مر او را بلكه ترتّب آثار بر وی لِذاتِه است و یكی از آن آثار وجودِ به معنی عام است كه ثبوت وی نیز فرع وجود مثبت له است و هم‌چنین است حال در ذوات ممكنه نیز كه وجود به معنی عام از احوال خارجیۀ ایشان است و ثبوت آن مر ایشان را به واسطه موجودیت ایشان است بالوجود الحقّ زیرا كه ایشان موجودند به معنی ذوالوجود و ثبوت وجود عام مر ایشان را در خارج به واسطه موجودیت ایشان است پس موقوف بر وجود عقلی باشد نه خارجی رفع محذور نمی‌كند زیرا كه چون نقل كلام به وجود عقلی می‌كنیم محذور لازم می‌آید.

سؤال اگر كسی گوید چون لفظ وجود را دو معنی پیدا شد آن‌كه می‌گوید وجود عین واجب است از آن معنی دیگر می‌خواهد و آن‌كه می‌گوید از معقولات ثانیه است و عین واجب نیست معنی دیگر پس نزاع لفظی باشد نه حقیقی.

جواب گوییم كه نزاع فی الحقیقة در آن است كه امری كه به انضمام و اقتران وی به ماهیت احكام و آثار بر وی مترتّب می‌گردد و از آن تعبیر به وجود می‌كنند ذات واجب است بعینها يا امری عرضی اعتباری پس نزاع حقیقی باشد نه لفظی.