یك استاد یعنی یك لعبت باز مستور پس پردۀ ظلّ و خیال یعنی پس پردهای كه چون ظلّ و خیال هر چه مستند باشد بدان از اشكال و افعال آن استناد بر سبیل توهّم و تخیل باشد نه بر سبیل حقیقت چندین صور مختلف از اسب و سواران و اسلحه و غیرها اشكال متضاد مینماید و حركات و سكنات و احكام و تصرّفات همه به حكم و و او پس پرده پنهان. چون پرده براندازد و آن استاد مستور خلف الاستار مشاهده گردد تو را معلوم شود كه حقیقت آن صور مختلف وافعال آن صور كه بیرون پرده مستند به آن صور مینمایدچیست حقیقت آن صور همان استاد است كه آن صور را ملابس و مظاهر افعال خود ساخته است و حقيقت آن افعال، افعال آن استاد است كه به حسب ظاهر مستند به آن صور مینماید و میتواند بود كه مراد به یك استاد فاعل حقیقی باشد جلّ ذكره و به صور مختلف و اشكال متضاد صور اعیان عالم. و حینئذ در تعبیر از فاعل حقیقی به استاد واز مظاهر افعال وی به صور مختلف و اشكال متضاد اشارت باشد به آن تمثیل گذشته.
عربیة
و هر چه مشاهده كردی از این صور از جنس افعال همه فعل فاعلی است یگانه متلبّس به تنهایی خود لیكن مستور است به حجابها و پوششها كه به واسطۀ آن متعدّد مینماید و آن افعال مستند بهآن متعدّد.
یعنی چون آن حجب را از پیش بردارد و آن سترها را زایل گرداند غیر آن لعبت باز را نبینی و آن جملۀ صور از نظر تو مضمحل و متلاشی شوند و هیچ اشكالی كه موجب شكّی و ریبتی تواند بود تو را باقی نماند.
اشارت اِنَّ ربَّك واسِعُ المَغفِرَةِ یعنی پروردگار تو فراخ پوشش است آن اقتضا میكند كه جملۀ كاینات ستر او باشند زیرا كه مغفرت از غفر است و غفر،ستر.
بیت
و او فاعل پس این سایهبان و هُم لا یشعُرُون یعنی وحدتِ فاعل را نمیدانند و پندارند كه این فعلهای مختلف از این حجب مختلف صادر میشود.
كه اگر سرّ «واللّه خَلَقَكُم و ما تَعلَموُنَ» كه سرّ خلق ایشان ظهور حقّ است به صورت ایشان و سرّ خلق افعال ایشان ظهور فعل حقّ از ایشان به قدر استعداد ایشان با ایشان غمزه زدی جبراً و قهراً همه را معلوم شدی زیرا كه علم به نتیجه بعد از ترتیب مقدّمات یا به مشهود بعد از كشف و شهود بر سبیل جبر و قهر و اضطرار است كه
بیت
یعنی به صورت ما ظاهر شد بلكه عین ما شد لاتحاد الظّاهر و المظهر پس فعل و قدرتی كه ازما ظاهر میشود همان فعل و قدرت وی است كه در ما مینماید.
و الّا آن را كه به خود وجود نبود فعل چگونه بود اقتدار كی تواند بود.
بیت
اصل فعل كه تجلّی وجودی است یكی است الّا آن است كه در هر محلّی به مقتضای استعداد آن محل آن فعل رنگی دیگر نماید و در هر جایی نام دیگر یابد «یسقی بِماءٍ واحدٍ و نُفَضِّلُ بَعضَها عَلَی بعضٍ فِی الاُكلِ» یعنی پرورش داده میشوند همه موجودات به فیض واحد و فضیلت مینهیم بعضی را بر بعضی در اغتذاء به آن فیض كه بعضی را صلاحیت آن است كه آن غذا در وی بر وجه كمل و اشرف ظاهر شود و بعضی را نه.