قرآن کریمبه زبان فارسی

(۹) حکایت ابوبکر سفاله

الهی‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
چنین گفتست بوبکر سفالهکه با او هست پیوسته حواله
همی گویند در آبم نشاندهکه هرگز تر مگرد ای باز مانده
که گرچه غرقۀ امّا چنانیکه گر تر گردی از تر دامنانی
مشو تر گر چه در آبی همیشهدرین معرض چه سنجد شیر بیشه
که داند تا درین اندوه مردانچگونه زار در خونند گردان
اگر این درد بودی حاصل توجهانی خون گرفتی ازدل تو