مظهر العجایب
فهرست
- ۱پیشگفتار
- ۲در نعت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم
- ۳در نعت شاه اولیا علی علیه السلام
- ۴در نعت اولادمرتضی علیهم السلام که قرةالعین رسولند
- ۵اشاره بکتابهای منظوم شیخ
- ۶حدیثی منقول از شیخ نجم الدین کبری خوارزمی
- ۷در ارتباط ولایت با نبوت
- ۸در اشاره به کتاب جوهرالذات که از تصنیفات شیخ است و سرلقب عطار
- ۹در شرح حال خود فرماید
- ۱۰در بیان مذهب و سلسلۀ پیر خود فرماید
- ۱۱مقولۀ پیر درباره شیخ
- ۱۲اشاره به حدیث غدیرخم
- ۱۳در نکوهش مفتی میفرماید
- ۱۴پرسیدن حضرت شیخ قده از پیر مرد سالکی که در عصر او بوده از اینکه در دنیا چه عجایب دیدهای و جواب دادن پیر ونقل شهادت درویشی
- ۱۵در سوخت و کشتن اهل خلاف درویشی را بجهة ذکر حدیث الولایة افضل من النبوة
- ۱۶نقل سخنی از شیخ عبدالله خفیف شیرازی معروف بشیخ کبیر
- ۱۷سلام الله یا غالب یا علی بن ابیطالب
- ۱۸حدیث دیگر در آتش رفتن جناب ابوذر در حضور حضرت مولی الموالی علیه و آله السلام
- ۱۹در بیان حال و منع آنهائی که اهل شرند واز خود بیخبرند و دیگران را احتساب فرمایند
- ۲۰تمثیل در بیان آنکه استعداد و قابلیت ضایع نماند هر کجا باشد و طلب هدایت نماید هر کجا بیابد
- ۲۱تنبیه حال گرفتاران دنیا و شیرین نمودن ایشان بطلب مولی
- ۲۲رفتن سیّد کاینات بمنزل سلمان فارسی و نزول سورۀ هل اتی
- ۲۳قصۀ جنگ خندق و کشته شدن عمرو بدست امیر کل امیر و شادمان شدن حضرت رسول(ص) و اصحاب از آن فتح کبیر
- ۲۴قال النبی صلی الله علیه و اله و سلم ضربة علی علیه السلام یوم الخندق افضل من عبادة امتی الی یوم القیمة
- ۲۵تمثیل آنکه هرکرا جوهر قابلیت معنی هست پاک سخن را بهتر از جواهر قیمتی داند و خودرا بنافرمانی از نظر پادشاهان معنی نیفکند
- ۲۶تمثیل آنکه هر که نسبت درست باهادیان راه یقین بهم رساند، از شر نفس و شیطان، که راهزنان دیناند در امان ماند. والسلام
- ۲۷نقل نمودن معجزه حضرت امام رضا علیه السلام و بیان آنکه نسب و نسبت ظاهری با مخالفت، بعد و گرفتاریست ونسبت باطن با ارباب هدایت با موافقت رهائی و رستگاری
- ۲۸قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «ان لحوم بنی فاطمة محرمة علی السباع»
- ۲۹قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «ان لحوم بنی فاطمه محرمة علی السباع»
- ۳۰قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «الدنیا جیفة وطالبها کلاب»
- ۳۱بیان خاتم بخشیدن حضرت امیرمؤمنان(ع) بسائل در بین نماز
- ۳۲قوله تعالی: «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون»
- ۳۳قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «کنت مع الانبیاء سراومعی جهراً»
- ۳۴بیان واقعه غدیر و نصب حضرت امیر مومنان(ع) بخلافت و امامت
- ۳۵قال جل و علا: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته»
- ۳۶قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «یا ایهاالناس الست اولی بکم من انفسکم» قالوا بلی یا رسول الله قال: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
- ۳۷قال الله تبارک وتعالی: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً»
- ۳۸و قال علیه السلام: «اللهم وال منوالاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل منخذله والعن علی من ظلمه»
- ۳۹بخ بخ لک یا اباالحسن اصبحت مولای و مولا کل مؤمن و مؤمنة
- ۴۰قال النبی صلی الله علیه و آله: «انا مدینة العلم و علی بابها»
- ۴۱قال النبی صلی الله علیه و آله: «من زار ولدی بطوس فکانما زاربیت الله سبعین مرة»
- ۴۲حکایت بر روح صاحب الولایة و بیان آنکه هر که او را شناخت، صاحب دل است و هرکه او را نشناخت گرفتار آب و گل
- ۴۳تربیت نمودن بطلب هدایت و بیان آنکه مراد از کلمه التعظیم لامر الله فرمان بردن ولایت امیر است و تعظیم نمودن آن و شفقت نمودن برخلق بتعلیم آن
- ۴۴قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «التعظیم لامر الله والشفقة علی خلق الله»
- ۴۵سؤال نمودن خواجه ابوالحسن نوری سبب مخالفت معاویة بن ابی سفیان علیه اللعنه و بیان نمودن آن را
- ۴۶عقد اخوت مصطفی با مرتضی
- ۴۷قال النبی صلی الله علیه و آله: «انت اخی فی الدنیا و الاخرة وانت منی بمزلة هرون من موسی»
- ۴۸تشویق نمودن مستعداد بولایت حضرت شاه مردان
- ۴۹تنبیه ارباب غفلت، و بیان احوال و دریافت خود، و نصیحت نمودن غافلان
- ۵۰بیان سر لو کشف نمودن علی علیه السلام و به عین الیقین، عالم بعلوم آن بودن
- ۵۱ترغیب نمودن طالبان براه حق و بیان مستی و شور کردن، وظهور ولایت ولی را در هر نشأه بازنمودن، و شرح حال خود بر آن افزودن
- ۵۲تمثیل در فرستادن عقل و حیا و علم از حضرت عزت بحضرت آدم ﷷ
- ۵۳در بیان روح و جسم و نقصان نفس، و گرفتاری روح باو و رهائی یافتن ببرکت متابعت شاه اولیا
- ۵۴قصه شیخ شقیق بلخی و هارون الرشید، و بیان نمودن ربقه امام معصوم موسی کاظم علیه السلام و منصور حلاج و تمثیل آنکه آشنا بیگانه را راه بآشنائی مینماید و بیگانه آشنا نمیشود
- ۵۵تمثیل در فواید خاموشی و گوش کردن پند استاد و یک جهت بودن در آن و بیان استعداد جبلی مستعدان
- ۵۶قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «من صمت نجی» صدق نبی الله
- ۵۷حکایت بر سبیل تمثیل در آنکه اقتدا به پیری باید نمودن و در دو عالم دستگیری داشتن
- ۵۸موعظه در وصیت نمودن بمتابعت نبی و ولی و تنبیه اهل غفلت
- ۵۹در ترک توجه به دنیی و روی آوردن بعقبی و ترغیب نمودن بمتابعت مصطفی صلی الله علیه و آله
- ۶۰موعظه در مذمت توجه نمودن به دنیا ونقصان آن و صحبت مردان حق و فایدۀ آن
- ۶۱حکایت در تمثیل حال نادانان، که بخود گمان دانائی برند، و از حقیقت حال دانایان بیخبرند و طریقۀ دانایان از نادان شمرند
- ۶۲در نصیحت و موعظه و تنبیه و خطاب قائم الولایه نمودن فرماید
- ۶۳تمثیل قبول پند و نصیحت دادن شیخ نظام الدین حسن صفا فرزند خود را و در آئینه قابلیت آن فرزند تأثیر کردن و قبول نمودن او آنرا
- ۶۴در پند پدر فرزند را
- ۶۵در قبول نمودن نصیحت و بیان ادیان و ملل مختلفۀ مخترعان و توضیح دین هدی که طریقۀ آل مصطفی و مرتضی است
- ۶۶تمثیل در عدل کسری و ثمرۀ آن خصال، و ظلم آوری و نتیجۀ آن، و حکایت شاهزادۀ نیکو و از راه رفتن او بسخن مردم بدسکال و پند دادن شیخ ابوالحسن خرقانی او را و ابا نمودن او از آن
- ۶۷در مذهب غیبت نمودن و اندیشۀ آن، و مجلس گفتن شیخ شبلی و سؤال سائل و جواب دادن شیخ او را و تنبیه شدن شیخ از آن
- ۶۸تنبیه بحال کسانی که در عمل قاصرند و مردم را بدان فرمایند، و مناظرۀ شیخ شبلی، و شیخ ابوالحسن نوری قدس سرهما
- ۶۹تمثیل در رعایت ادب نمودن، و از عبادت و معرفت غافل نبودن، و مغرور نبودن بطاعت، و تقصیر نمودن در طلب، و تنبیه نمودن حضرت امام جعفر صادق علیه السلام شیخ داود طائی را برعایت ادب
- ۷۰در تنبیه حال غافلان و اظهار حقایق عارفان، و بیان یکتائی حق سبحانه و تعالی، و تکرار ظهور صفات او جل جلاله
- ۷۱در حقیقت معنی «لامؤثرفی الوجود الاالله» که صرف توحید است
- ۷۲در بیان خبر دادن از جلوۀ ظهور مولوی رومی قدس سره
- ۷۳در نصیحت بترغیب دین و آئین نبی، و ترک دنیا و میل بعقبی
- ۷۴در مناجات بدرگاه حضرت قاضی الحاجات عرض میکند
- ۷۵در مدح شاه اولیا سلطان اصفیا علی مرتضی علیه السلام میگوید
- ۷۶در شرح احوال خود و خواب دیدن حضرت مولی و شفا دادن او را فرماید
- ۷۷درضمانت بهشت مرکاتب کتاب راواسراراو فرماید
- ۷۸تنبیه در آنکه از غیرببری و بخود روی آوری تا درحجاب نمیری
- ۷۹تمثیل احوال آنهائی که بهر چه توجه پذیرند، رنگ آن گیرند و برای صورت میرند
- ۸۰در حکایت بیداری بیداردلان که تنبیه است بآگاهی ارباب عرفان و رهائی یافتن از خواب غفلت بیحاصلان
- ۸۱در خاتمه کلام و تاريخ سال اتمام و اظهار عجز و ناتوانی و معذرت